قرآن کریم( سوره محمد - آیات ۳۵ و ۳۶)
دوشنبه 13 اسفند 1403
بازدید: 35
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيم
فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ ﴿٣٥﴾ إِنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ ۚ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَلَا يَسْأَلْكُمْ أَمْوَالَكُمْ ﴿٣٦﴾
پس سست نشوید و به آشتی و صلحی دعوت نکنید، در حالی که شما برتر هستید و خدا با شماست و هرگز از اعمالتان نمی کاهد. (۳۵) زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی است، اگر ایمان بیاورید و پرهیزکاری کنید، خدا پاداش هایتان را می دهد و از شما نمی خواهد اموالتان را.(۳۶)
قرآن کریم( سوره محمد - آیات ۳۵ و ۳۶)
شرح :
در حالی که اسلام دین رشد و تربیت بوده و برای تحقق این امر حیاتی نیاز به محیطی امن و آرام می باشد چرا در برخورد با کفار پیشنهاد صلح را رد نموده و امر به جنگ می فرماید ؟!
در علم فلسفه قانونی داریم به نام " تقابل ها" مشتمل بر چهار اصل که به طور اجمال بیان می گردد :
۱- اصل تضایف : وجود شیئی یا مفهومی مشروط به بودن دیگری است مانند بالا یا پائین که با بودن دیگری معنا پیدا می کند.
۲- اصل ضدییین : دو چیز ضد یکدیگرند ولی می تواند با هم موجود باشند مانند سیاه و سفید که در کنار هم وجود دارند.
۳- اصل عدم و ملکه : وجود یکی به علت نبود دیگری است مانند کوری که به علت نداشتن بینایی ایجاد شده است ، در این اصل کوری وجودی عدمی و یک کمبود بوده که واقعیت نداشته و به طور طبیعی بینایی را می طلبد که کامل کننده ی آن است به همین دلیل بینایی" ملکه" برای کوری است.
۴- اصل نقیضین : وجود یکی مشروط به نبود دیگری است مانند شب و روز که با هم موجود نخواهند بود.
موضوع کفر و ایمان از نوع چهارم یعنی " نقیضین" است که با هم نمی تواند وجود داشته باشد بنابراین جایی که کفر حاکم باشد ایمانی باقی نمی ماند زیرا کفر به معنای انکار حقیقت است در حالی که صحت آن را درک شده است ؛ پس چنین کسی اساسا وجود "ایمان " را تحمل نخواهد کرد.
به همین دلیل آیه ی شریفه صلح با کفار آن هم در حالت مبارزه رویاروی رد نموده و پیروزی مومنین را با حفظ اعمال و اموال که دستآورد آنها محسوب می شود را تضمین می فرماید.
موفق باشید. پورهادی